سیره بزرگان در خدمت گزاری


گوشه هایی از جلوه های خدمت در سیره بزرگان

 

عالمان و دانشمندان بهترین الگوها برای خدمتگزاری به خلق می‏باشند . حال، درگلشن ابرار گذری می‏کنیم و گلچینی از خدمتگزاری آنان را به نظاره می‏نشینیم و از آنجا که دایره خدمتگزاری عالمان دین بسیار گسترده است، فقط به گوشه‏هایی از زندگانی آن بزرگان در خصوص خدمت و انفاق به نیازمندان بسنده می‏کنیم

   + طاهره بخشی - ٧:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۱۸

شهید سعیدی

یکی از دوستان آیت الله سعیدی می‏گفت: «در مسجد شهید سعیدی، صندوق خیریه و کمک به محرومان داشتیم که بعد از شهادت [آن عزیز]، این صندوق به کارش ادامه داد .

  ادامه مطلب  
   + طاهره بخشی - ٧:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۱۸

شهید مدرس و دیگ غذا

همسر شهید مدرس می‏گفت: «آقا هر روز که از مجلس به خانه می‏آمد، یکی از لباسهایش کم می‏شد . وقتی علتش را می‏پرسیدم، می‏گفت: در راه به سائل دادم . روزی فقیری به خانه آمد و چون آقا چیزی نداشت، از من خواست دیگ آشپزخانه را به دکان بقالی ببرم و پول بگیرم . گفتم: غیر از این دیگ نداریم، گفت: اشکال ندارد

   + طاهره بخشی - ٧:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۱۸

سیدعلی قاضی طباطبایی و خرید کاهو

یکی از علمای نجف اشرف می‏گفت: «دیدم آیت الله، عالم و عامل و عارف کامل آقای سیدعلی قاضی طباطبایی (استاد اخلاق علامه طباطبایی) در دکانی کاهو می‏خرید; ولی بر خلاف سایر مشتریها، کاهوهای غیرمرغوب و غیرقابل استفاده را جدا می‏کرد . 

  ادامه مطلب  
   + طاهره بخشی - ٧:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۱۸

سید مرتضی و کاغذ فقها

سیدمرتضی، دهکده‏ای از املاک خود را وقف مصرف کاغذ فقها کرده بود تا عوائد آن صرف تالیفات مجتهدان شود . یک بار که قحطی شدیدی پیش آمد، مردی یهودی برای تحصیل چاره اندیشید که در نزد سید به تحصیل علم نجوم بپردازد . به این ترتیب، او پولی دریافت می‏کرد و به مصرف ضروریات زندگی می‏رساند . پس از اندکی، وی از مشاهده این شیوه و رفتار نیک به دین اسلام گروید

   + طاهره بخشی - ٧:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۱۸

بحرالعلوم و همسایه گرسنه

فقیه بزرگوار، سیدجواد عاملی، مشغول شام خوردن بود که در به صدا درآمد; خادم استادش بحرالعلوم بود که می‏گفت: آقا منتظر شماست . سید با عجله روانه شد و تا چشم بحرالعلوم به او افتاد، با تندی گفت:

  ادامه مطلب  
   + طاهره بخشی - ٧:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۱۸

حاج شیخ عبدالکریم حائری و پیرمرد مریض

شبی زمستانی، زن فقیری در خانه حاج شیخ را به صدا درآورد . خادم در را باز کرد و زن ناله کنان گفت: شوهرم مریض است، نه دوا دارم، نه غذا و نه زغال . وی پاسخ داد: این موقع شب که نمی‏شود کاری کرد، آقا هم الان چیزی ندارد کمک کند .

  ادامه مطلب  
   + طاهره بخشی - ٧:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۱۸

سید رضی و فروشنده فقیر

سید رضی تعداد زیادی کتاب به ارزش ده هزار دینار خرید و آنها را به خانه برد . وقتی کتابها را بازبینی می‏کرد، متوجه شد فروشنده در حاشیه یکی از آنها، یک بیت‏شعر نوشته است که مضمونش این است: «به دلیل احتیاج کتابهایم را فروختم .» سید، کتابها را جمع کرد و در پی فروشنده روانه شد . وقتی او را یافت، کتابها را برگرداند و پول آنها را هم به او بخشید

   + طاهره بخشی - ٧:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۱٧

ملاهادی سبزواری و فقرا

مرحوم ملاهادی سبزواری غله ملکی خود را با دست‏خود وزن می‏کرد و سهم زکات آن را خارج و در بین فقرا تقسیم می‏نمود و علاوه بر ادای حقوق واجب، سالهای متمادی هر عصر پنج‏شنبه تمام فقرای شهر در خانه‏اش جمع می‏شدند

  ادامه مطلب  
   + طاهره بخشی - ٧:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۱٧

صاحب فصول و لحظات آخر

از صاحب فصول پرسیدند: اگر بدانی مرگ تو نزدیک شده است و چند ساعتی بیشتر از عمر تو نمانده است، چه می‏کنی؟ گفت: روی سکوی منزلم می‏نشینم تا حاجات مردم را برآورم، شاید کسی بیاید و از من حاجتی بخواهد، هرچند آن نیاز، استخاره‏ای باشد

   + طاهره بخشی - ٧:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۱٧

رجبعلی خیاط و حکایت چلوئی

بر دیوار مغازه‏ای تابلویی با این عبارت به چشم می‏خورد: «نسیه داده می‏شود حتی به شما، وجه دستی به اندازه وسعمان پرداخت می‏شود .» وقتی از صاحب مغازه دلیل آن را می‏پرسند، می‏گوید:

  ادامه مطلب  
   + طاهره بخشی - ٧:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۱٧

امام خمینی رحمه الله و خدمت‏به شاگرد

آیت الله عزالدین زنجانی می‏گوید: در ایامی که به درس اسفار امام خمینی رحمه الله می‏رفتم به بیماری «حصبه‏» دچار شدم . فصل زمستان بود . آن موقع، حصبه بیماری خطرناکی به شمار می‏آمد . منزل ما 

  ادامه مطلب  
   + طاهره بخشی - ٧:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۱٧